جنونم منحنی است
به شکل ِ افتادۀ تو
کنارِ تفالۀ معلق چای
یا بادکنکی بی نخ
که نشسته بر نسیم
می رود بر باد
ناب شده ام
نابِ این پستانهای هورمون زده
قدمهای ِ به زور ِ " هفت پله به عقب "
انقباض ِ چنگهای ِ تو بر دیوارۀ این تنورۀ حجیم
پیشانی ِ من
چیزی کم داشت
و ناخنهای حنا بسته ام
در حجله ای بی مرد
داغ حسرتی را
باور نمی کنم
سیب نخورده ! / چنگیز ِکدام بهشت شدم ؟!
شاید
شال گردنِ آدمکِ برفی یادم رفت
یا شاید کِرمی
در خاک بازیِ کودکانه ام
زنده بگور شد !
یا شاید . . .
آئینه از دادرسی خود پیروز برگشت
و تو " پسر" شدی
تو "دختر" شدی
تو "من" شدی
تو " پدر" شدی
تو "بستر" شدی
تو " بستر ِ بی پدر" شدی وُ من
فال ِ نطفه را
در لغزشی گرم میانِ پاهایم
رصد کردم
من
انار ِ بی دانه شدم
چین ندارد دامن ِ نقطه چین هایم / آنقدر / که من
به جستجوی ِ یک " تا " ی ِ تنها
تا شده ام / آنقدر/ بر گلهای ِ این پتو / تا . . . به . . . تا . . .
که هر شب
کابوس ِ چنگهای ِ مرا بر صورتِ خویش می بیند وُ دم نمی زند
مبادا که دنیا
سایه ای دیگر را
به ثبت رساند !
* * *
جنونم منحنی است
به شکل ِ افتادۀ من
کنارِ تفالۀ معلق چای
یا وهم ِ خوشی
که نچشیده
رفت بر باد
